حرفهای بند تنبانی !

درخواست حذف این مطلب
در زمان کبیر هرج و مرج در بازار به حدی بود که که هر در مغازه اش از همه نوع می فروخت. به دستور کبیر هر ی م م به فروش اجناس هم نوع با یکدیگر شد، مثلا پارچه فروش فقط پارچه، کوزه گر فقط کوزه و همه به همین شکل. پس از مدتی به کبیر خبر دادند شخصی به همراه توتون و تنباکو، بند تنبان، هم می فروشد، کبیر دستور داد او را حاضر د و از او دلیل کارش را پرسیدند، آن شخص در جواب گفت: ی که تنباکو از من می د ممکن است هنگام استعمال به سرفه بیافتد و در اثر این سرفه بند تنبانش شود. لذا من بند تنبان را به همراه تنباکو می فروشم.از آن زمان کار و حرف بی ربط را به حرفهای بند تنبونی مثال می زنند.